میم:صبح بخیر سین

سین:لبخند

لام:چه مانتوی خشکلی سین

سین:لبخند

عین:وای سین!دلم برایت تنگ شده بود...زیاد

سین:لبخند

واو:سین امروز لاک هایت چه خوشرنگترند!

سین:لبخند

نون:سین بعد از کلاس بریم خرید؟هان؟

سین:لبخند

***************
سین......هر روز...راُس ساعت 6 و 45 دقیقه ی بامداد

لبخند را

با مهارت تمام.....روی لب ها ی

کبودش

نقاشی میکند

و هر شب

بعد از مسواک زدن

لبخند بنفشش را

همراه با کف های سفید با طعم نعنا

تف میکند توی چاه فاضلاب

تمام.

2 comments:

  1. مادر سین که همیشه بد نیستی !و همیشه هم اکانتت تموم میشه ! دیدی چقدر مسخره بارسا بازی و برد ؟

    ReplyDelete