آرام کنارم مینشینی
دست هایت را محکم حلقه میکنی دور کوچکی دست های همیشه سردم
اینجایی...کنار این همه خواستن گرمایت
حل میشوم درون خودم
سرم را میگذارم روی زانوهایم
معصومانه نگاهم میکنی
دست میکشی به چشمهایم
صورتم را....چشمهایت نخ های نازک موهایم را دنبال می کنند
من خوشحالم و شاد
چشمهای تو ولی غم دارند
برایت عرق کاسنی می آورم که دوست داری...توی لیوانی که دوست میدارم
این نهایت بودنت کنار تنهاییم بود....به همین هم قانعم به این که بیایی....به اینکه
آرام بیایی ....به همین آرامی هم نبودنت را تاب ......می آورم؟؟؟
دست هایت را محکم حلقه میکنی دور کوچکی دست های همیشه سردم
اینجایی...کنار این همه خواستن گرمایت
حل میشوم درون خودم
سرم را میگذارم روی زانوهایم
معصومانه نگاهم میکنی
دست میکشی به چشمهایم
صورتم را....چشمهایت نخ های نازک موهایم را دنبال می کنند
من خوشحالم و شاد
چشمهای تو ولی غم دارند
برایت عرق کاسنی می آورم که دوست داری...توی لیوانی که دوست میدارم
این نهایت بودنت کنار تنهاییم بود....به همین هم قانعم به این که بیایی....به اینکه
آرام بیایی ....به همین آرامی هم نبودنت را تاب ......می آورم؟؟؟
No comments:
Post a Comment